بنا به گزارشات واصله ، این تیم پر افتخار استقلال که بازم گند زده !! حالا من با چه رویی فردا برم سر کار ؟؟
حالا اگه ایتالیا امشب ببازه یه چیزی ، وگرنه باید فردا رو مرخصی بگیرم !!
همه چیز بستگی به این داره که فردا صبح ساعت ۵/۵ از خواب بیدار بشم و بتونم خودم رو به سرویس برسونم! در غیر این صورت که هیچ چی ! اما در عدم غیر این صورت حول و حوش ساعت ۷ برای خودم یک عدد صندلی، یک عدد میز قشنگ، مونیتور سامسونگ از اونایی که تو کیف جا میشه و چندتا خرت و پرت دیگه خواهم داشت! و این مفهومش اینه که من کلی شخصیت خواهم بود برای خود !
البته همه اینها فقط احتمال داره !!
این عوالم پسادانشجویی هم شگفت انگیز است بسی ! ناگهان همه چیز عوض می شود، درست از همان لحظه آخر دانشجویی.
خط بالا برای اطلاع است و هیچ گونه ارزش دیگری ندارد.
(( هو! هو!هو! پیش به سوی آبجو
برای شفا دادن قلبم، برای غرق کردن غم هایم.
باران شاید ببارد، باد شاید بوزد
و هنوز فرسنگ ها راه مانده که باید برم،
ولی زیر یک درخت بلند دراز می کشم،
و می گذارم که ابرها شناکنان بروند. ))
جی. آر. آر. تالکین
ترجمه رضا علیزاده
از اونجایی که اگر امروز من فارغ التحصیل میشدم، استیضاح وزیر بازرگانی تکذیب میشد، گوجه قیمتش نصف میشد، آیدین خوابش تنظیم میشد و وزنم به ۷۵ میرسید بنابراین فارغ التحصیلی رو بی خیال !!
از کی تا حالا کارها در مملکت ما بر روی روال و حساب بوده که این یکی باشه ؟!؟ مسئول محترم امور مالی لطف کردن و تصمیم گرفتن یادشون بره مدارک تسویه حساب مالی یکی از دانشجویان رو بفرسته اداره رفاه ! همین. خلاصه بهار و فصل رومانتیسم و تازه عروس به علاوه داماد احمق و ... در هر حال برای خانم مسئول امور مالی دانشکده آرزوی خوشبختی و پول زیاد!!
پی نوشت : به کارگرای خدمات اداره آموزش کل دانشگاه کلی وعده و رشوه دادم که آشغال های اون سوراخ کن کذایی رو برای من بیارن تا قطعات سوراخ شده کارت دانشجویی رو دوباره نصب کنم. کار دیگه، شاید تونستم یه کارت المثنی هم از بقیه اشغال ها درست کنم!
پی نوشتی دیگر : چه می کنه این Billy Joel !!
تو زندگی همه لحظات ناراحت کننده و دردناک زیادی هست. من هم مثل همه. تا دلتون بخواد. تو دوران دانشجویی هم کلی لحظه دردناک داشتم. متاسفانه یکی از این لحظات امروز برای بار دوم عینا تکرار شد.
کارت دانشجویی ام رو سوراخ کردند. خانم موسوی کارمند امور فارغ اتحصیلان این جنایت رو مرتکب شد! دقیق یادم نمیاد ولی شاید دو سال پیش هم همین خانم بود که اون یکی کارت خوشگلم رو سوراخ کرد. دیگه کاریش نمیشه کرد. تصمیم هم ندارم کاریش کنم !
فردا مدرکم رو می گیرم .
حرکت خودجوش دیروز دانشجویان و شهروندان در اعتراض به تحریف تاریخ و نام خلیج فارس که روبروی سفارت امارات متحده عربی رخ داد، از مهم ترین و دوست داشتنی ترین حرکت های جامعه ایرانی بود. تنظیم کنندگان و برگزارکننده های این گردهمایی و کسانی که در این حرکت اعتراضی شرکت کردند، شایسته تقدیر و تحسین هستند. فکر نمی کنم در میان مردمان ایران در حال حاضر شخصی را بتوان پیدا کرد که با این اقدام ملی گرایانه مخالف باشد (شاید برخی از آن حمایت نکنند) ، این امر به خودی خود موید درستی این رفتار مدنی ایرانیان است. البته مشابه تمامی کنشهای ملی گرایانه، در حاشیه این تجمع رفتارهای ناشایستی دیده می شد که بهترین نمونه آن شاید همان نوشته افراطی "همه فلات ایران ... " باشد.
دانشجویان به طور طبیعی علاقه مند به اقدامات اعتراضی هستند و به هر بهانه ای سعی در اعتراض به وضعیت موجود دارند. این گونه اعتراضات که در اغلب موارد شامل نقد نظام حکومتی می باشد، به طور معمول از سوی شهروندان عادی مورد حمایت قرار نمی گیرد. در جمیع موارد اقدامات سیاست مدار قشر دانشجو به دلیل رویکرد محافظه کارانه مردم عادی، تنها محدود به سطح دانشگاه می گردد. در درون خانواده ها نیز نصیحت و توصیه غالب اغلب والدین، پرهیز از فعالیت های سیاسی و عدم شرکت در تجمعات اعتراضی می باشد. شاید بتوان این عدم حمایت و یا حتی مخالفت را یکی از دلایل عدم موفقیت کنشهای اعتراضی دانشگاه ها و پرهزینه بودن فعالیت های سیاسی دانست. حال این جامعه محافظه کار و درون گرا در یک فرصت استثنایی نمونه قابل توجه ای از یک رفتار جمعی مدرن را نشان می دهد و با توجه به عدم هزینه اجتماعی این اقدام، سعی در تمرین اعتراض و انتقاد می کند.
با این تفاسیر شور و شوق دیروز شهروندان عادی را می توان از دیدگاه بدبینانه یک مضحکه جمعی و نادر قلمداد نمود و هیچگونه امیدی به تکرار داخلی آن نداشت. می توان با دید منفی گرایانه چپ های سابق سرخورده، بیماران حسرت خور گذشته و ناامیدان تحریم کننده ؛ آن را بی فایده و مسخره نامید و حتی در خودجوش بودن آن شک نمود. این دیدگاهها و نتیجه گیری ها اگر فایده ای هم داشته باشد، من آنها را نمی دانم ولی از سوی دیگر می توان خوشبین بود و خوشحال. می توان این تمرین کنش جمعی را به فال نیک گرفت و امیدوارانه به انتظار سایر اقدامات حق طلبانه مردمان ایرانی نشست. می شود این اتفاق را نشانه رشد هر روزه شعور جمعی ملت ایران دانست، به آن افتخار نمود و آماده کمرنگ شدن روحیه محافظه کارانه و غرغروی ایرانی بود. می گویند امید تنها چیزی است که همیشه هست.